ای یزید، پنداری اکنون که زمین و آسمان بر ما تنگ است و چون اسیران شهر به شهرمان میبرند،در پیشگاه خدا ما را ننگ و تو را بزرگواری است و آنچه کردی نشانه سالاری؟ به خود میبالی و از کرده خویش خوشحالی که جهان به کام توست و کارهایت بهنظام؟ نه چنین نیست، این شادی ،تو را عزاست و این مهلت برای تو بلاست و این گفته خداست:
وَلَا یَحسَبَنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَنَّمَا نُمۡلِی لَهُمۡ خَیر لِّأَنفُسِهِمۡۚ إِنَّمَا نُملی لَهُمۡ لِیَزۡدَادُوٓاْ إِثمَا وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِین؛ کافران میپندارند که در مهلتی که به آنان میدهیم، خیر آنهاست. به آنان مهلت میدهیم تا بیشتر به گناهانشان بیفزایند و برایشان عذابی دردناک است.»
ای پسر آزادشدگان! این آیین دین رسول خد است! که ن و کنیزانت را در پرده نشانی و دختران پیامبر را از اینسو بدان سو برانی؟ حریم حرمتشان شکسته و نفسهایشان در سینه بسته، با پستی بر پشت اشتران بدون محمل! از سویی به سویی و هر روز به کویی، نه تیمار خواری دارند، نه یاری، نه پناه و غمگساری، دور و نزدیک به آنان چشم دوخته و دل کسی به حالشان نسوخته. آنکه ما را خوار میشمرد و به چشم کینه و حسد در ما مینگرد، شگفت نیست اگر دشمنی ما را از یاد نبرد.»
.
به خدا که جز از خدا نمیترسم و جز او به شکوه نمیبرم. هر حیلهای داری به کار دار و از هر کوششی که توانی، دست مدار و دست دشمنی از آستین بر آر که به خدا این عار به روزگار تو شسته نشود. قسم به آنکه ما را به وحی قرآن و نبوت کرامت بخشیده، تو هر کاری کنی نخواهی توانست نام و نشان و یاد ما را از جریده عالم بزدایی و این ننگ را از دامان خود پاک کنی.
.
حتی شایسته سرزنش نیستی!»
این خاصیت است که با تهمت و توهین دشمنانش را آزار کند .

و خداوند می بیند .
خدا ,تو ,آنان ,شایسته ,سرزنش ,نیستی ,ما را ,را از ,به آنان ,و این ,آنکه ما ,شایسته سرزنش نیستی

درباره این سایت